خیلی آرام، در اتاق را می بندد. به روی خودم نمی آورم. بعد از چند لحظه، به طور خیلی نامحسوس گوشه ای می ایستم و نگاهش می کنم 1. به ورودی آشپزخانه نگاه می کند که من نیامده باشم. ظرف نمک را بر می دارد. درش را باز کرده و قاشقی را داخلش می چرخاند و کیف می کند. می خندد. کمی از نمک ها بیرون می ریزد. برایش تازگی دارد. یک قاشق پر می کند و آن را به روی فرش می ریزد. هنوز نگاهش می کنم. نمک ها را با دستش پخش می کند. به صورتش می پاشد… فوتش می کند. به اتاق بر می گردم. و در را باز می کنم به طوری که بفهمد. صدایش می کنم. گوشه ای قایم شده است. به روی خودم نمی آورم. چقدر مشتاقم بیاید و صدایش را بشنوم 2. اشپزخانه را مثلا، تازه دیده ام. عکس العمل کمی نشان می دهم. معذرت خواهی می کند. می پذیرم 3و کمکش می کنم تا نمک های ریخته شده را جمع کند. کمی از اثر این کارش بر روی فرش می ماند.
باز هم در اتاق را می بندد و این بار ادویه و نمک با هم مخلوط شده… معذرت خواهی می کند و می پذیرم و اشتباهش را گوشزد می کنم. آن ها را جمع می کند اما اثرش می ماند.4
باز هم در اتاق.. این بار صدای کتری هم به گوش می رسد. می دانم چه می کند. اندکی صبر می کنم و باز هم…همه را با آب مخلوط کرده و در بشقابی ریخته است و با دستانش به هم می زند. تا من را می بیند فرار می کند. صدایش می کنم . بر می گردد و در آغوشم معذرت خواهی می کند. اشتباهش را بیشتر برایش توضیح می دهم و با هم جمع می کنیم. این بار فرش خیس شده و بوی ادویه به خود گرفته است. چند روز بعد ، بوی نمی از فرش به مشامم می رسد.
دفعه بعد … فرش خیس از ماست و ادویه و نمک شده است…این بار فقط نگاهش می کنم. نه از سر خشم. که هیچگاه خشمگین نشدم. فقط نگاهش می کنم و آرام به اتاق می روم. کمی طول می کشد و می آید. بوسه بارانم می کند و معذرت خواهی. به روی خودم نمی آورم. می گوید مادر، ببخش. بلند می شوم. به دنبالم می آید. آشپزخانه را می بینم. همه را جمع کرده است و دستمالی خیس بر روی آن ها کشیده تا اثرش پاک شود. فرش خیس شده اما ظاهرش تمیز است. در آغوشش می گیرم و نوازشش می کنم. 5

روز بعد من هستم و فرچه و آب و شستن فرش. محکم می شورم که هیچ اثری از خطاهایش بر روی فرش باقی نماند 6. حتی این کودک چهارساله هم توبه کردن را بلد است. من بنده چرا توبه نمی کنم؟ او، بلافاصله بعد از خطایش معذرت می خواست. من اما چرا خطاهایم را بعد از بیست سال هم به یاد نمی آورم؟ او می دانست توبه نصوح چیست 7. سعی می کرد اشتباهش را اصلاح کند. من اما چرا نصوح را نمی شناسم؟
نصوح می گویند 8 چون دفعه بعد که بخواهد بازهم ادویه ها را بریزد، خودش، خودش را نصیحت می کند که اگر این کار را بکنم باز هم به حرف مادر گوش نکرده ام.
نصوح می گویند8 چون این فاصله ای که در اثر خطایش،بین او و دوستی من افتاده است، دوخته شده و از بین می رود.(پاورقی را بخونین تا بهتر متوجه این مورد بشین. )
نصوح می گویند8 چون اگر کسان دیگری بخواهد، آن کار را بکنند، نصیحتشان می کند که نباید این خطا را انجام دهند.
و نصوح می گویند8 چون خالصانه تصمیم گرفته است دیگر این خطا را نکند. اگر چه که من مادر، می دانم شاید باز هم، تکرار کند. 9
پاورقی:
1. هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير (حديد- 4 ) و هر جا باشيد او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام مىدهيد بيناست
2. قال تعالى يخاطب داود عليه السلام: «يا داود إني أشد شوقاً إليهم»، أي إلى المشتاقين إليه فصوص الحكم التعليقة ص : 319
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ «2» فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِكَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِينَ وَجَدَهَا. الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص : 430
ابو عبيده حذاء گويد: شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه ميفرمود: همانا خداى تعالى بتوبه (و بازگشت) بنده خود فرحناكتر است از مردى كه در شب تارى شتر و توشه خود را گم كند و آنها را بيابد، پس خدا بتوبه بندهاش از چنين مردى در آن حال كه راحله گم شده را پيدا كند شادتر است.
3. وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ (مائده - 9)
4. ٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَتْ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَى قَلْبِهِ فَلَا يُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَدا (تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ج15 ص : 299) ابو بصير گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود: زمانى كه مردى گناه كند نقطه سياهى در قلبش پديدار مىشود، اگر توبه كند (آن نقطه سياه) ناپديد مى گردد، و اگر باز (بدون توبه) گناه ديگرى كند آن سياهى زيادتر مىشود تا جايى كه بر قلبش غالب و فراگير گردد و ديگر رستگار نگردد.
5. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ السَّنَةَ لَكَثِيرَةٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الشَّهْرَ لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمْعَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْجُمْعَةَ لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِيَوْمٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ يَوْماً لَكَثِيرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ أَنْ يُعَايِنَ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ. . الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص : 440 حضرت صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فرموده است: هر كه يك سال پيش از مرگش توبه كند خداوند توبهاش را بپذيرد سپس فرمود: يك سال هر آينه زياد است هر كه يكماه پيش از مرگش توبه كند خدا توبهاش را بپذيرد، سپس فرمود يكماه زياد است، هر كه يك هفته پيش از مرگش توبه كند خدا توبهاش را بپذيرد، سپس فرمود: يك هفته زياد است هر كه يك روز پيش از مرگش توبه كند خدا توبهاش را بپذيرد، سپس فرمود: يك روز زياد است هر كه پيش از ديدار مرگ (ملك الموت) توبه كند خدا توبهاش را بپذيرد.
6. يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ (رعد - 39) خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مىكند و «امّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست!
7. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدير (تحريم - 8 ) اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا توبه كنيد، توبهاى خالص اميد است (با اين كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند، در آن روزى كه خداوند پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردند خوار نمىكند اين در حالى است كه نورشان پيشاپيش آنان و از سوى راستشان در حركت است، و مىگويند: «پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانايى
8. قال في النهاية في حديث ابى: سألت النبيّ صلّى اللّه عليه و آله عن التوبة النصوح فقال هى الخالصة التي لا يعاود بعدها الذنب. و فعول من أبنية المبالغة يقع على الذكر و الأنثى.
فكان الإنسان بالغ في نصح نفسه بها. و قال الشيخ البهائى قدّس سرّه قد ذكر المفسرون في معنى التوبة النصوح وجوها منها أن المراد توبة تنصح الناس أي تدعوهم إلى أن يأتوا بمثلها لظهور آثارها الجميلة في صاحبها أو تنصح صاحبها فيقلع عن الذنوب ثمّ لا يعود إليها أبدا.و منها أن النصوح ما كانت خالصة لوجه اللّه سبحانه من قولهم: عسل النصوح إذا كان خالصا من الشمع بان يندم على الذنوب لقبحها أو كونها خلاف رضاء اللّه سبحانه لا لخوف النار مثلا و قد حكم المحقق الطوسيّ طاب ثراه في التجريد بأن الندم على الذنوب خوفا من النار ليس توبة و منها أن النصوح من النصاحة و هي الخياطة لأنّها تنصح من الدين ما مزقته الذنوب أو تجمع بين التائب و بين أولياء اللّه و أحبائه كما تجمع الخياطة بين قطع الثوب و منها أن النصوح وصف للتائب و اسناده إلى التوبة من قبيل الاسناد المجازى أي توبة ينصحون بها أنفسهم بأن يأتوا بها على أكمل - الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص : 430
مجلسى (ره) گويد: در نهايه گفته است كه در حديث ابى بن كعب آمده از پيغمبر (ص) از توبه نصوح پرسيد؟ فرمود: آن توبه خالصى است كه پس از آن بگناه بازگشت نكند. و شيخ بهائى گفته است كه مفسران در معناى توبه نصوح چند وجه گفتهاند: از آنها جمله است اينكه مقصود توبهايست كه مردمان را نصيحت كند و اندرز دهد يعنى آنها را بخواند كه مانندش بياورند بخاطر آثار نيكى كه از آن در صاحبش آشكار شود يا صاحبش را اندرز دهد و يكسره از گناهان دست بكشد و هرگز بازگشت نكند.
و از آن جمله اينكه نصوح توبه ايست كه خالص و پاك براى رضاى خدا و خالصا لوجه اللَّه باشد و ريشه اين لغت از «عسل نصوح» گرفته شده كه بمعناى آن عسلى است كه خالص و پاك از موم باشد.
و از آن جمله اينكه «نصوح» از نصاحت بمعنى خياطت باشد، زيرا بوسيله آن هر آنچه گناهان از پرده ديانت پاره كرده رفو كند، يا اين توبه ميانه او و اولياء خدا و دوستانش را جمع كند و او را بآنان متصل سازد چنانچه بوسيله دوختن، تيكههاى پارچه بهم متصل گردد.
9. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَةٌ لَهُ فَلْيَعْمَلِ الْمُؤْمِنُ لِمَا يَسْتَأْنِفُ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّهَا لَيْسَتْ إِلَّا لِأَهْلِ الْإِيمَانِ قُلْتُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ عَادَ فِي التَّوْبَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ أَ تَرَى الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ يَنْدَمُ عَلَى ذَنْبِهِ وَ يَسْتَغْفِرُ مِنْهُ وَ يَتُوبُ ثُمَّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ تَوْبَتَهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً يُذْنِبُ ثُمَّ يَتُوبُ وَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ كُلَّمَا عَادَ الْمُؤْمِنُ بِالاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَةِ عَادَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِالْمَغْفِرَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ … وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ فَإِيَّاكَ أَنْ تُقَنِّطَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّه ( الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص : 430 )
محمد بن مسلم گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: اى محمد بن مسلم گناهان مؤمن كه از آن توبه كند براى او آمرزيده است، و بايد براى آينده پس از توبه و آمرزش كار (نيك) كند،هر آينه بخدا سوگند اين فضيلت نيست مگر براى أهل ايمان، عرضكردم: پس اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان باز گناه كند و دوباره توبه كند (چگونه است)؟ فرمود: اى محمد بن مسلم آيا باور دارى كه بنده مؤمن از گناه خود پشيمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه كند و خداوند توبهاش را نپذيرد؟عرضكردم: (اگر) چند بار اين كار را كرده، گناه ميكند پس توبه كند و از خدا آمرزش خواهد (اين چگونه است)؟ فرمود: هر آنگاه كه مؤمن باستغفار و توبه بازگردد خداوند نيز بآمرزش او بر ميگردد (و گناهانش را بيامرزد) و بدرستى كه خداوند آمرزنده و مهربان است، توبه را ميپذيرد، و از كردارهاى بد درگذرد، پس مبادا تو مؤمنان را از رحمت خدا دور سازى.